چهارشنبه پنجم بهمن 1390
شنبه نوزدهم آذر 1390
ضرورت و جایگاه موسیقی در بین انسانها
چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390
در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است

"کلمه Universe (به معنای جهان) که در زبان انگلیسی برای توصیف بینهایت و فضای لایتناهی به کار می رود از دو جزء UNI به معنی یک و Verseبه معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یک آواز. به تازگی دانشمندان علم ستارهشناسی، بعد از تحقیقات وسیع و طولانی، به این نتیجه رسیدهاند که آفرینش نه با یک انفجار عظیم (به نام بیگ بنگ) که با نوایی آرام آغاز شده است. نوایی که به تدریج منتشر شده و اکنون در تمام فضا جریان دارد. محققان در دانشگاه کمبریج نیز دریافتهاند که خورشید کهکشان پرسیوس آوازی خاص و ریتمیک میخواند. (1) اصوات و نواها نه تنها در اعماق فضا، بلکه در مولکولها و اتمها نیز یافت شدهاند. دکتر دیوید دیمر (2) زیست شناس و سزوان ژاندر (3) موسیقی دان، سراغ شگفتانگیزترین مولکول حیات یعنی DNA رفتهاند. این ایده کهDNA و موسیقی ممکن است با یکدیگر مرتبط باشند برای اولین بار توسط دکتر سوسومواوهنو (4) مطرح شد. DNA نردبانی مارپیچ است که از یکسری رمز تکرار شونده تشکیل شده است. رمزهایی که با ترجمه بخش اندکی از آن، پروتئینها و در نهایت موجودات زنده شکل میگیرند. DNA زبان رمز مشترک در بین تمامی موجودات زنده روی کره زمین میباشد، در آغاز حیات تاکنون، و راستی این زبان مشترک چه میگوید؟
دکتر دیمر و ژاندر، در طی آزمایشات علمی و با ثبت ارتعاشات مولکول DNA به وسیله اسپکترومتر مادون قرمز و تبدیل فرکانسها به نت موسیقی، سعی کردند این زبان مشترک را به صوت ترجمه کنند.(5) و حالا سؤال این است: آیا این اصوات و نتها، ملودیک و آهنگین هستند و یا DNA تنها مجموعهای نامنظم و تصادفی از صدا و فرکانسهاست؟
آنها فرکانسهای DNA یک سلول را به نت ترجمه کرده و شروع به نواختن کردند. نتیجه شگفتانگیز بود، یک موسیقی بسیار زیبا!
ژاندر در این رابطه میگوید: «برخی از این ترکیبات فرکانسها، بسیار حیرتانگیز بودند. با شنیدن آنها من به موسیقی زندگی خودم گوش میدادم.
بسیاری از افرادی که به موسیقی DNA گوش دادند، کاملاً هیپنوتیزم و مسحور شدهاند و بسیاری دیگر نیز ساعتها گریستهاند. برخی دیگر اذعان کردهاند که این موسیقی نوایی از درون آنهاست و آنهایی که با موسیقی کلاسیک آشنایی داشتند به شباهت موسیقی DNA با آثار نوابغی چون باخ، برامز، شوپن و…اشاره کردهاند.
دکتر اوهنو در این باره می نویسد: «ملودی های DNA با عظمت و الهام بخش می باشند. بسیاری از افرادی که برای اولین بار این موسیقی را می شنوند، شروع به گریه می کنند. آنها نمی توانند باور کنند که بدنشان – که تا حالا اعتقاد داشتند فقط تجمعی از مواد شیمیایی است – شامل چنین هارمونی های معنوی و الهام بخشی باشد.
نه تنهامی توان باDNAموسیقی ساخت،بلکه حتی امکان معکوس کردن فرایندنیزممکن است.به بیان دیگرشما یک بخش از موسیقی را برداشته و نت ها را به واحدهای سازنده DNA (نوکلئوتیدها) برمی گردانید . در پایان نتیجه شبیه یک رشته از DNA می شود. اوهنو تلاش کرد تا با قطعه شوپن این کار را انجام دهد. در پایان نتیجه شبیه یک ژن سرطانی شد!
دانشمندان از نتایج این یافته ها در تحقیقات پزشکی نیز استفاده کرده اند. اگر شما هم اهمیت دنبال کردن این آواها را بدانید ممکن است به این نتیجه برسید که با بررسی دی ان ای در تریلیون ها سلول بدن و دانستن نوسانات آنها شاید راهی برای بیش از پنج میلیون نفری که از سال 1990 مبتلا به سرطان تشخیص داده شده اند، پیدا شود. فابین مامن یک متخصص بیوانرژی است که با کمک هلن گریمال بیولوژیست و موسیقی دان، بیش از یک و نیم سال بر روی افکت های سلول های سرطانی در مرکز ملی فرانسه که یک مرکز معتبر تحقیقات اند است کار کرده اند. آنها به این نتیجه رسیده اند که سلول های بافت های سرطانی صداهای مغشوش و ناهنجاری تولید می کنند.
و علاوه بر این در آزمایشات بسیاری ثابت شد که قرار گرفتن سلول های سرطانی در معرض صداها و امواج صوتی، تغییراتی اساسی در آنها ایجاد می کند، صداهایی که آوادرمانی را به عنوان یک پتانسیل قوی درمانی برای این نوع بیماری ها و موارد بسیار دیگری مطرح می کند. مامن همچنین تحقیقاتی را بر روی دو بیمار مبتلا به سرطان سینه دنبال کرده است. هر خانم به مدت سه ساعت در روز در طول دوره یک ماهه تحت آوادرمانی (موسیقی درمانی) قرار گرفتند. پس از اتمام دوره درمان، تومور یکی از آنها کاملا ناپدید شد، اما بیمار دوم مجبور شد تومور را جراحی کند. جراح او گزارش می دهد که اندازه تومور کاملا کوچک شده بود و تا حد بسیار زیادی هم تحلیل رفته بود.
ازاین یافته ها به این نتیجه می رسیم که وقتی اندام هایمان بصورت هماهنگ آوازمی خوانندماسلامت هستیم ووقتی که آنها خارج از تنظیمشان آواز می خوانند ما احساس بیماری می کنیم.
و این داستان شگفتانگیزتر میشود اگر بدانیم که تمام سلول های بدن یک موجود زنده، دارای یک نوع DNA منحصر به فرد هستند و DNA هر موجود (با وجود زبان و ساختار مشترک)، با DNA دیگری متفاوت است و این بدین معناست که در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی، همه مشغول نواختن آهنگی منحصربهفرد هستند."
اینجا میتونین یک موسیقی DNA گوش کنین
www.yourdnasong.com
دوشنبه بیست و یکم تیر 1389
کاربرد موسیقی دردرمان بیماران پیر
ازآنجایی که موسیقی لذت بخشی اززندگی غالب مردم را تشکیل می دهد،موسیقی درمانی می تواند روش بسیارمؤثری درایجاد ارتباط با پیران باشد (تانروابراینت،1980). بسیاری ازفعالیتهای موزیکی می تواند درافزایش وحفظ جنبه های مختلف جسمی ،روانی ویا عاطفی -اجتماعی پیران مورد استفاده قرارگیرد (برایت ،1972و1981؛پالمر،1977). به علاوه «موسیقی می تواند درفراهم کردن تحریکات حسی وذهنی مفید درکیفیت زندگی مورد استفاده قرارگیرد»(گیبونز،1985،ص.51).
بسیاری ازپیران درزمینه ی تقویت کارکد جسمی نیازهایی دارند. این نیازها ممکن است شامل تقویت حرکاتی درمفاصل مختلف ،افزایش توان وتحمل بدنی وتقویت قدرت ماهیچه ها بعد ازشکستگی یا بیماری باشد. با موسیقی درمانی می توان راههاییی سرگرم کننده ولذت بخش برای رسیدن به این گونه اهداف تقویتی پیدا کرد. به عنوان مثال با موسیقی همراه با تمرینات وروشهای روزانه می توان احساس دردی را که غالبا ً تؤام با این ورزشهاست ازذهن دورساخته ویا انگیزه ومحرک لازم را برای شرکت درانجام این قبیل ورزشها وفعالیتهای حرکتی فراهم کرد (برایت ،1972و1981؛پالمر،1977). دست زدن نشاط انگیزوموسیقی ریتمیک می تواند ورم مفاصل انگستان را صاف کند(پالمر،1977؛تانروابراینت،1980). فعالیتهایی چون رقص ویا رژه می تواند احساس اطمینان ،شادی واحساس امنیت درانجام حرکات مستقل را برای بیماران پیرسرپایی بهبود بخشد. برای پیران غیرسرپایی (بستری ) فعالیتهای مانند ضربه زدن ویا کوبیدن همراه با موسیقی باعث خم شدن وکشش اعضای بدن شده که درتنظیم جریان خون،تقویت ماهیچه ها وتوان بدنی برای کارها مؤثراست. پالمر(1977)خاطرنشان می سازد که گرچه بسیاری اربیماران پیربرای شرکت درفعالیتهای حرکتی احتیاج به کمک درمانگردارنداما «شنیدن صداهای پولکا ویا مارش می تواند موجب شرکت وهمکاری آنها درفعالیت شود؛حتی هنگامی که درد دارند»(ص.104).
نواختن سازهای ریتمیک وسازهای تفریحی درارکسترریتم وارکستررستوران نوعی دیگرازفعالیتهای موزیکی است که می تواند درافزایش یا حفظ دامنه ی حرکت آنها مورد استفاده قرارمی گیرد. اگرزمان همکاری به تدریج افزایش یابد،تحمل آنها نیزتدریجا ً افزایش می یابد (پالمر،1977). به علاوه چنانچه انتخاب سازدقیق ومتناسب با نیازهای جسمی سالمندان باشد،برنامه های موسیقی درمانی می تواند درافزایش قدرت دست زدن ویا توان حرکات دست وبازوی بیمارانی که شکستگی دارند مورد استفاده قرارمی گیرد (کنفرانسیسکا ،1985). رهبری گروه موزیکی نیزمی تواند منافع زیادی داشته باشد ازجمله باعث به کارافتادن وتقویت ماهیچه های شانه وبازو،تسکین تنش وتقویت هماهنگی بدنی شود. به علاوه فردی که رهبری گروه را به عهده می گیرد منافع روانی وعاطفی -اجتماعی کسب می کند،اعتماد به نفس اوفزایش یافته وقدرت اوتقویت می شود (تانروابراینت ،1980).
فعالیتهای موزیکی می تواند دربهبود وحفظ عملکردهای روانی بیماران پیرنقش مهمی ایفا کند. می توان ازموسیقی به عنوان فعالیت لذت بخش اوقات فراغت استفاده کرد وآن را به عنوان فرمی ازبارزی بزرگسالان درنظرگرفت ،«به نظرمی رسد بازی برای حفظ سلانت روانی ضروری باشد»(تانروابراینت،1980،ص.30). یادگیری مهارتهای جدید حاصل ازمطالعه ی صدا یا آموختن سازمی تواند به تحریک ونگهداری تواناییهای ذهنی کمک کند(گیبونز،1985؛گولد،1982؛هورنینگ،1982). علاوه براین حافظه ،یادگیری وارتباط کلامی خود انگیزدربیماران ازطریق فعالیتهای چون تمرین سرود قبل ازسرائیدن ،آموختن اشعاراهنگهای جدید ،تکمیل کردن عبارات ناقص درآهنگ توسط بیماران ،بحث پیران اشعارآوازیا موضوعات درون آوازها می تواند تحریک شود(پالمر،1977؛اسکالنگ،1984).
برای پیرانی که دچارآشفتگی فکری هستند موسیقی می تواند وسیله ی اساسی توجیه واقعیت باشد. ریگلر(1980)دریافت بیماران پیرکه دربرنامه های توجیه واقعیت ازطریق موسیقی شرکت می کنند ازنظرواقعیت گرایی وعملکرد رفتاری تقویت می شوند. آنها وقتی که دراین برنامه ها بدون موسیقی شرکت می کنند ازنظرواقعیت گرایی وعنلکرد رفتاری تقویت می شوند. آنها وقتی که دراین برنامه ها بدون وجود موسیقی شرکت می کنند چنین پیشرفتی را درهمان مدت نشان نمی دهند. برنامه های موزیکی توجیه واقعیت شامل فعالیتهایی چون«گوش کردن وبحث کردن پیرامون زمان ومکان موسیقی نوشته شده وآوازخواندن ونواختن سازهای ریتمیک همراه با آوازهایی است که اسامی ،تاریخ ،شماره ،روزوسال را بیان می کند»(ص.30). همچنین فعالیتهای موزیکی می تواند به عنوان بخش حیاتی خاطرات گروهها مورد استفاده قرارگیرد (کاراس،1985)وبه عنوان ابزاررفتارهای تصمیم دربیماران پیرمورد استفاده قرارگیرد(کمپر،1982). به علاوه تکنیک درمانی آوازهای ملودیک می تواند با گفتارترکیب شود وبه پیران زبان پریش کمک تا مهارتهای کلامی خود را بهبود بخشند (آلبرت ، اسپارکز و هلمز ، 1973 ؛ برایت ، 1981 و ...)
همچنین فعالیتهای موزیکی در پیران فواید عاطفی - اجتماعی زیادی دارد.شرکت موفقیت آمیز آنها در فعالیتهای موزیکی ، آموختن مهارتهای جدید و کسب فرصتهای لازم در جهت انتخاب و تصمیم همه تجارتی هستند که در برگرداندن احترام و بزرگی و تقویت اعتماد به نفس می تواند کمک کند (کمپر، 1982 ؛ پالمر ، 1977).تک نوازریهای و یا عضویت در گروه موسیقی نیز می تواند با به وجود آوردن فرتهایی برای شناخته شدن آنها از سوی دیگران ، احساس ارزش شخصی آنها را تقویت کند (کلاسمن ، 1983 ؛ گولد ، 1982 ؛ هورنینگ ، 1982 ؛ پامر ؛ 1977).نوشتن آواز می تواند برای هوشیاری ذهنی آنها مفید باشد و همچنین باعث شود تا بیمارانی که ناتوانی جسمی دارند شرایط و محدودیتهای خود را بپذیرند.به عنوان مثال پالمر (1977) موقعیتی را شرح می دهد که نوشت آواز داستانی به بیماران ناراضی که ارتباط برقرار نمی کند فرصت می دهد (در هنگام اجرای برنامه و بیان شایتهایشان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند)(ص.196).فعالیتهای موسیقی درمانی مانند بحث و گفتگو پیرامون اشعار آهنگها و مسافرتها و گردشهای موزیکی می تواند مرور وقایع زندگی آنها را آسان سازد (برایت ، 1981 ؛ کلمن ، 1986)
ملاحظات ویژه
پورتیلو (1978) مشاهده کرد درمانگرانی که بیماران پیرکار می کنند ، اگر آگاه باشند که پیران از وابستگی ترس دارند ، موفقیت بیشتری تصیبشان می شود.همچنین ظرفیتهای مختلف حسی و حرکتی آنها در پاسخهایشان تأثیر دارد.به خاطر محدودیتهای جسمی بسیاری از پیران در انجام فواصل کوچک یا جملات ریتمیک پیچیده مشکل دارند.چنانچه موزیک تراپیست موزیکی را انتخاب کند که تغییرات آن در بلندی و کوتاهی صدا و زمان ، علامت گذاری شده باشد و الگوهای ریتمیک ساده ای در آن به کار رفته باشد ، موفقیت بیماران بیشتر خواهد بود (گیبونز ، 1983).ممکن است پیرانی که مشکل بینایی دارند به لغات برجسته و بزرگ احتیاج داشته باشند.همچنین روشنایی و صدای خوب تأثیر موسیقی را در بیماران پیر تقویت می کند (نویکی و ترویزان ، 1978).به علاوه چون دامنه ی کلامی اکثر بیماران محدود است بسیاری از کلمات آوازها اگر قابلیت جابه جایی داشته باشند راحت تر و با موفقیت بیشتری مورد استفاده ی بیماران پیر قرار می گیرد.(گرین والد و سالزبرگ ، 1979).همچنین قدرانی کردن از سالمندان با اشاره به نامشان ، تشکر از همکاریهایشان با گروه و تماس جسمی (مانند دست دادن و در آغوش گرفتن) جنبه های مهمی در ایجاد ارتباط درمانی با آنها است.این اعمال موجب تجدید حس بزرگی و احترام و افزایش احساس ارزش شخصی در بمیاران می شود (پامر ، 1977).
مهم است به خاطر بسپاریم که موسیقی در مورد علاقه ی پیران مانند دیگر اقشار مردم دامنه ی وسیعی دارد (گیبونز ، 1985).سالمندان تنها به موسیقی مذهبی و موزیکهای مشهور گذشته علاقه ندارد.علاقه ی آنها متناسب با سنشان تغییر می کند.معمولاً افراد مسن به آهنگهای معروفی که در دوران جوانی حوالی سنین هجده تا بیست و پنج سالگی گوش می دادند ، علاقه نشان می دهند (گیبونز ، 1977).همچنین باید خاطرنشان ساخت که افراد مسن موسیقی محرک را به موسیقی آرامبخش ترجیح می دهند و برای کیفیت تجربیات امتیاز زیادی قایل می شوند (گهبونز ، 1985 و 1977).بلاخره باید به خاطر داشت چه پیرانی که در اجتماع به سر می برند و چه آنهایی که در مؤسسات زندگی می کنند مناسب با شرایطی سنی خود ظرفیت پیشرفت در موسیقی را دارند (گیبونز ، 1983 و 1985 ؛ کلمن 1986)
دوشنبه بیست و یکم تیر 1389
کاربرد موسیقی دردرمان اختلالات رفتاری وبیماریها ی روانی بزرگسالان
کاربرد موسیقی دردرمان اختلالات رفتاری وبیماریها ی روانی بزرگسالان
موسیقی با نظم وساختارذاتی ،نیروی ارتباط غیرشفاهی ورغبت ملایمی که دارد(گاستن ،1960؛سیرز،1968)می تواند به عنوان ابزارامنی درایجاد درک واقعیت وارتباط غیرکلامی برای ارتباط با بیماران شدید روانی مورد استفاده قرار گیرد. فعالیتهای تجربی موزیکی مثل آوازخواندن ،نواختن ساز،انتخاب نوارهایی برای شنیدن وحرکت با موسیقی ،درک وضعیت زمان ومکان رابه وجود می آورد ودقت بیماران وتوجه لحظه به لحظه ی آنها را ایجاب می کند. فعالیتهای سازی وفعالیتهای حرکتی موزیکال می تواند به تقویت مهارتهای حرکتی ،افزایش احساس هوشیاری ،تقویت پیروی ازدستورات ،یادگیری ارتباط غیرکلامی با دیگران آموختن همکاری سازبه طورجمعی وپیوستن به دیگران رقص یا حرکات گروهی موزیکال مثالهای ازفعالیتهای غیرکلامی موزیکی هستند که می توانند به بیماران کمک کنند تا با دیگران همکاری وارتباط برقرار کنند. نودیکی وترویزان (1980) نوشته که :«موسیقی درمانی فی البداهه نوعی درمان غیرشفاهی است که بیان خلاق نقطه ی تمرکزاصلی آن است»(ص.135) که می توان وسیله ی بسیارموفقی برای شروع تماس با بیماران روانی شدید باشد (بعضی ازتکنیکهای موسیقی درمانی فی البداهه درفصل هفت توضیح داده شده است). به علاوه ازآهنگهای مخصوص می توان درایجاد وتقویت خودآگاهی ،درک واقعیت والگوهای رفتاری مناسب اجتماعی بیمارانی که ازروان پریشی رنج می برند استفاده کرد(ولفگرام ،1978،1980).
اشخاصی که بیماریهای روانی یا اختلالات رفتاری خفیف تری دارند،برای کاهش نگرانیها وفشارها وافزایش احساس ارزش شخصی احتیاج به یادگیری راههایی دارند که ازطریق آن احساسات خود رابه طورمناسب ودرست ابراز کنند وپرخاشگری وتحریکات آنی مخرب خود را کنترل ومهارتهای ارتباطی شفاهی وهمکاریهای اجتماعی خود را تقویت کنند. فعالیتهای چون تمرین سبک سازی با موسیقی می تواند احساس فشاروروشهای موسیقی می توان درسبک سازی واحساس تندرستی استفاده کرد (بنی ،1978؛پیچ،1984). فعالیتهای سازی فی البداهه وفعالیتهای حرکتی موزیکال ،روشهای دیگری هستند که ازآن می توان برای کاهش ونگرانی که غالبا ً درموفقیتهای گروهی پیش می آید استفاده کرد (مورگان ،1975؛ولفگرام ،1978). تجربه های شرکت موفقیت آمیزدرفعالیتهای موزیکی با دیگران ویادگیری نواختن سازمی تواند احساس ارزش شخصی بیماران رابسیارتقویت کند(کاسینی ،1976؛لیم،1974؛میچل،1976؛مورگان،1975). فعالیتهایی نظیربحث درمورد موسیقی یا اشعارآوازها ونوشتن آوازمی تواند همانند سازی مناسب ،ابرازاحساسات ،ایجاد فرصتهایی برای تصمیم گیری وتحرک عملکرد شناختی را آسان سازد(دیکنزوشارپ ،1970؛فیکن،1976؛ولفگرام،1978و1980).
برای این که بیماران بتوانند همکاری موفقیت آمیزدربرنامه های دسته جمعی یا کارهایی مثل نوشتن آوازهای گروهی داشته باشند،لازم است تحریکهای آنی خود را کنترل کرده ویادبگیرند تا با دیگراعضای گروه هکاری نمایند. نتیجتا ً ازاین گونه فعالیتهای موزیکی می توان درپرورش احساس همبستگی گروهی ،افزایش حس پذیرش همسالان ، ایجاد وتقویت ارتباط وروابط متقابل مناسب استفاده کرد (برتین فیلد ات آل،1979؛کاسیتی ،1976؛کوپر،1985؛فیکن ،1976؛مورگان،1975؛ولفگرام،1978و1980).
هدسل (1974)می نویسد ،ارزش دیگرجلسات موسیقی درمانی این است که می تواند به بیماران مهارتها وتواناییهایی رابیاموزند تا درمحیط عادی ازآن استفاده کنند. به عنوان مثال میچل (1976)گزارش می دهد که گروهی ازمردان که درزندان ازاعضای پرطرفتار«کمبو»بودند،وقتی اززندان آزاد شدند به صورت یک گروه تجارتی به نواختن موسیقی ادامه دادند.
موزیک تراپیستهایی که با بیماران بزرگسالان دارای اختلالات رفتاری وروانی کارمی کنند چند مسئولیت دارند که شامل موارد زیراست (ولفگرام ،1978):(1) به وجودآمدن یک محیط گرم وامن که موجب تقویت احساس ارزش شخصی وانگیزه ازطریق تأکید برتجربیات موفقیت آمیزشود،(2)مشخص کردن انتظارات ومحدودیتهایی برای رفتارهای مناسب گروهی لازم است ،(3)راهنمایی ویادآوری توجه بیماربه سمت وظیفه (کار) موجود،(4)آگاه شدن ازپاسخهای خود واهمیت رفتارمتقابل و(5)درک وتوجه دادن به آنها به عنوان این که فرد بزرگسالی هستند.
دوشنبه بیست و یکم تیر 1389
کاربرد موسیقی دردرمان مشکلات رفتاری وعاطفی کودکان وجوانان
کاربرد موسیقی دردرمان مشکلات رفتاری وعاطفی کودکان وجوانان
ازآنجایی که ارتباط موزیکی ازانواع ارتباط غیر کلامی است (گاستون ،1968)،موسیقی می تواند وسیله ای مؤثربرای ایجاد تماس اولیه با بیمارانی که ازنظرعاطفی آسیب دیده یا دچارمشکلات رفتاری هستند باشد. فعالیتهای مربوط به نواختن ساز،حرکت با موسیقی وساختن آهنگ به آنها این امکان را می دهد که بتوانند احساسات خود را ابرازکنند وانگیزه های نامطلوب را به رفتارهای قابل قبول اجتماعی تبدیل سارند.«موسیقی می تواند آدمی را به سمتی سوق دهد که مؤثرترین واسطه ی ارتباطی بین درمانگرودرمانجووهمسالانشان باشد» (گاستون ،1968bص.174).
ریتم ،ساختارونظم موسیقی ارتباط با واقعیت را به وجود می آورد (سیرز،1968)که می تواند عامل مهمی درایجاد ارتباط با واقعیت با بیماران روانی شدید باشد. کشش ورغبت ملایمی برای فعالیت گروهی که درذات موسیقی است (گاستون،1968) می تواند افراد خجالتی وگوشه گیررا به ارتباط با دیگران تحریک کند. فعالیتهای گروهی موزیکال ورقص برای توسعه ی همکاریها وارتباطهای غیرکلامی مؤثراست. خواندن دسته جمعی ،گفتگوپیرامون موسیقی وسرودن آهنگ درتسهیل ابرازبیان وروابط کلامی مورد استفاده قرارمی گیرد. تقویت مهارتهای تقلیدی وافزایش انجام وظایف رفتاری غالبا ً نتیجه ی جنبی فعالیتهای سازی گروهی ،فعالیت حرکتی وخواندن است. شرکت موفقیت آمیزدرگروههای موزیکی وکسب مهارتهای سازی نیزانگیزه ی احترام به خود را تقویت کرده ومنجربه اعتماد به نفس قوی می شود.
تحقیقات ومطالعات متعددی نشان می دهد که ازروشهای مختلف موسیقی درمانی درمورد کودکان وبزرگسالانی که دچارآشفتگیهای عاطفی واختلالات رفتاری هستند استفاده می شود. موسیقی ضبط شده می تواند به عنوان تقویت کننده ای درافزایش رفتارهای مقبول اجتماعی ونیل به انجام وظایف محوله وکاهش رفتارنامطلوب کودکان پرچنبش عمل کند(ریدرآل ،1975؛اسکات،1970؛ویلسون ،1968). موسیقی متن انتخاب شده اگربه تنهایی (میچل ،1966) یا تؤام با بازی درمانی (کودک ،1969) استفاده شود می تواند اضطراب کودکان روان پریش را کاهش دهد. شرکت دردرسهای خصوصی موسیقی ،ریتم وگروهای کروکنسرتها وشوهای مختلف می تواند احساس ارزش شخصی را ایجاد وتقویت کند (میچل ،1971؛میچل وفارل،1973؛وارزمن ،1972). درسهای خصوصی موسیقی می تواند درافزایش توان دستیابی به اکتسابات تحصیلی ورفتارهای اجتماعی مناسب مؤثرباشد(میچل ،1971؛فارل ومیچل،1973). به علاوه خواندن ،فعالیتهای سازی وگروههای پویای کلامی ،می تواند به کودکان وبزرگسالانی که ازنظرعاطفی آسیب دیده اند درزمینه های زیرکمک کند:(1)دستیابی به خود شناسی بیشترفردی وگروهی ،(2)بهبود قابلیتهای ارتباطی ،(3)تجربه وبروزمناسب هیجان و(4)افزایش همکاری با دیگران (وازرمن،1972؛وربنر،1966).
تکنیکهای موفقیت آمیزموسیقی درمانی برای سطوح آموزش ودرمان کودکان وبزرگسالان دچاراختلالات شدید رفتاری وعاطفی به وجود آمده است. به عنوان مثال فعالیتها وتجربیات موسیقی درمانی دردرجات مختلفی ازدوره های پیشرفته ی درمانی ترتیب یافته است (گراهام ،1975؛ودات آل،1974). درموسیقی درمانی تکاملی (.D.M.T) برای کودکان دچاراختلالات عاطفی ورفتاری شدید فعالیتهای موزیکی اختصاصی برنامه ریزی شده ای ایجاد شده تا بتوانند تجاربی را درزمینه های رفتاری ،تقویت ارتباط ،رفتاراجتماعی ومهارتهای تحصیلی یاد بگیرند .
برای درمان وآموزش کودکان وبزرگسالان دچاراختلالات رفتاری شدید ازروشهای تعدیل رفتاری وکنترل نزدیک ازطریق سطوح سیستم نیزاستفاده می شود (مدرسه ی موسیقی کلولند،بخش موسیقی درمانی ،1985؛پرستی ،1984). اهداف رفتارپی درپی شکل می گیرند ،با استفاده ازفعالیتهای برنامه ریزی شده ی موزیکی توجه وهماهنگی ورفتارهای مطلوب تحریک می شوند وجریانهای تداخلی تقویت می گردند. برای هرسطح ،انتظارات رفتاری ،تقویت وپیامدها مشخص شده است وبه بیماران درانتخاب رفتارهایشان مسئولیت داده می شود. بیماران با پیشرفت درهرسطحی می آورند که مهارتهای پیدا کنند،مهارت خود را حفظ کنند ورفتارهای مطلوب را تعمیم دهند. همچنین آنها تشویق می شوند«تا ارزش کوششهای به کاررفته ونتایج به دست آمده را درک کنند وبرای دستیابی به اهدافی که روابط اجتماعی آنها را تقویت می کند تلاش کنند » (مدرسه ی موسیقی کلوند ،بخش موسیقی درمانی ،1985،ص.3).
برخی ازموزیک تراپیستها پی برده اند که موسیقی می تواند وسیله ای مؤثردرجهت برقراری ارتباط با کودکان اتیستیک باشد. موسیقی ازجنبه های محیطی است که بچه های اتیستیک با علاقه ی ورغبت به آن توجه نشان می دهند (دی مییر،1974). فعالیتهای موزیکی غالبا ً تقویت کننده ی مؤثری درایجاد جوابهای متقابل وآگاهانه ی کودکان اتیستیک است،مانند تکلم وپاسخهای شفاهی متقابل ؛(کلاستلانووویلسون،1970؛واتسون ،1979) وتماس چشمی ،آگاهی محیطی ورفتارهای مناسب اجتماعی را افزایش می دهد (مالبرگ،1973؛ساپرستون،1973؛استیونزوکلارک،1969). فعالیتهای غیرکلامی سازی اکتشافی وفی البداهه وفعالیتهای تقلیدی ریتمیک که موفقیت زیاد وخواسته های کمی به همراه دارد،مؤثرترین عامل درمراحل آغازین موسیقی درمانی کودکان اتیستیک به نظرمی رسد]الوین،1978؛نلسون،اندرسون وگنزالس،1984). درطی سطوح متوسط وپیچیده ترموسیقی درمانی ،موزیک تراپیست می تواند فعالیتهایی را انتخاب کند که با ایجاد ارتباط موزیکال وهمکاری با یکدیگرنیازبیشتری برای توجه وپاسخ ازجانب کودکان فراهم کند(تاوت،1984). هولندروجرسی (1974) همچنین به این نکته پی برده اند که فعالیتهای موزیکی ارف می تواند دردرمان بچه های ارتیستیک بسیارمؤثرباشد.
بالاخره ازفعالیتهای می توان جهت رسیدن به هدفهای درمانی بزرگسالان ناسازگاراستفاده کرد. تشکیل گروههایی مثل گروه کرمی تواند درتقویت اعتماد به نفس وتوانایی رهبری،تقویت خود توصیفی ،فراهم کردن فرصتهایی برای تصمیم گیری گروهی وکمک به تسهیل سازگاری درمدرسه وارتباط استفاده شود. (راگلند واپری 1974). نوشتن آوازمی تواند وسیله ای درجهت رشد همبستگی وهمکاری گروهی است (فیکن،1976). فعالیتهایی مثل گفتگوهای گروهی درمورد حالات وهیجانهای موجود درآوازها ،داستانهای موزیکال وهمچنین نقاشی کردن ازاحساسات حاصله ازموسیقی می تواند ارزش درمانی داشته باشد. هندرسون (1983)دریافت که پس ازشرکت درجلسات موسیقی درمانی که این گونه فعالیتها درآن به کارگرفته شده باشد،بیماران روانی توانایی بیشتری درتشخیص درست حالات وعواطف به دست می آورند و با اظهاروابرازاحساساتشان با کلمات جمعی (مثل «ما»به جای «من»)همبستگی گروهی بیشتری ازخود نشان می دهند.
راهنماییهای ملموسی که درموسیقی مشهورآمریکا وجود دارد فعالیتهای موزیکی مانند آوازخواندن وهدیه آوازها به مردم ،انتخاب آوازبرای توصیف مردم وانتخاب آوازبرای بیان احساسات می تواند به طورمؤثری خودفهمی جوانان بزهکاررا تقویت کند وباعث شود تا احساس بدگمانی وطغیان آنها کاهش یابد.
معلمین ودرمانگرانی که با کودکان وجوانان دچاراختلالات رفتاری وآشفتگیهای عاطفی کارمی کنند باید گرفتاریهای اجتماعی ومشکلات روانی گروههای مختلف را به خوبی درنظربگیرند(نوسرا،1979). همچنین توصیه می شود ازوضعیت سلامتی ،وضعیت خانوادگی ویا مشکلات عاطفی هریک ازبیماران آگاه باشند،زیرا این عوامل می تواند برروی رفتارودریافتهای آنها تأثیرگذارد. تجارب موفقیت آمیزوروشن وانتظارات ثابت برای بعضی ازآنها اهمیت زیادی دارد. تشویق مهم است،اما باید درست وواقعی باشد. دقیقا ً درآن کاری که خوب عمل کردند تشویق شوند واین که چطورمی توانند آن را بهترکنند. همچنین مهم است که مهلمین ودرمان کنندگان مدلهایی ازرفتارهای مطلوب بین فردی واجتماعی را برای آنها فراهم کنند(نوسرا،1979؛پل،1982). «درکنارآموختن مهارتهای تحصیلی ،حرکتی ،اجتماعی وغیره لازم است کودکان نمونه هایی ازمحبت ودوستی ،تفریح ،صلح ،شکیبایی ،مهربانی،خوبی ،وفاداری ،صداقت،نجابت وخودکنترلی رایاد بگیرند وببینند»(پل،1982،ص.71).
دوشنبه بیست و یکم تیر 1389
کاربرد موسیقی دردرمان معلولیتهای چندگانه
کاربرد موسیقی دردرمان معلولیتهای چندگانه
به نظرمی رسد که بسیاری ازمعلولین چندگانه آگاهی بسیارکمی ازمحیط خود دارند. فعالیتهای موزیکی غالبا ً برای تحرک وفراخوانی واکنشهای هوشیاری آنها مؤثراست،حتی زمانی که دیگراقدامات درمانی مردود شناخته شده باشد. موسیقی دارای نیروی کامل محرک حسی است که نادیده گرفتن آن تقریبا ً غیرممکن است (لاتوم،1981) ومی تواند با واکنشهای سطوح مختلف سازش پیدا کند (سیرز،1968). نمونه هایی ازفعالیت موزیکی که درتحرک وفراوانی واکنشهای ابتدایی این گروه به کاربرده شده است شامل این موارد می شود:(1) استفاده ازموسیقی درترکیبی با تکنیکهای نواختن شدید (کارتر،1982؛گونزالس،1981؛میورین وکوالت ،1979)،(2) فعالیتهای فی البداهه ی موزیکی که پیرامون پاسخهای کلامی وحرکتی آنها ابداع شده است (نوردوف و روبینز،1971)،(3)ارائه تدریجی انتقال تجربیات سازی (اشمیت ،1981) و(4)حرکت با فعالیتهای موزیکی (اشمیت،1981). استفاده ازاصوات موسیقی با صدای زیرمی تواند عامل مهمی درجهت بروزپاسخهای ابتدایی معلولین چندگانه باشد(نوردوف ورابینز، 1977b/1971a،1977). ازطریقی فعالیتهای موزیکی ،پاسخهای ابتدایی هوشیارانه ی محیطی واصوات ودیگرتحریکهای بیرونی درمعلولین چندگانه به وجود می آید. فعالیتهای موسیقی درمانی می تواند هوشیاری کودکان وبزرگسالان معلول چندگانه را به تدریج بالا ببرد (کی ،1981). موزیک تراپیستها درآغازمی توانند ازفعالیتهایی استفاده کنند که معلولین چندگانه به وسیله ی آنها ،تحمل درتوجه کردن وتغییرات محیط را بیاموزند. وسایلی نظیرعروسک یا اسباب بازی می تواند درارتباط با فعالیتهای موزیکی استفاده شود تا به معلولین کمک کند تا تحمل تماس وراهنمایی بدنی را یاد بگیرند ومهارتهای ساده ای به دست آورند. این فعالیتها می تواند میل به پاسخگویی به دستورات کوتاه وراهنمایی بدنی یا تقلید ازمربی را درآنها تقویت کند. متعاقبا ً آنها می توانند درمرحله ی پذیرش ذهنی پیشرفت کنند. وقتی که آنها دربازیها یا آوازهای موزیکالی که مفاهیم فضایی ساده وموضوعات تقلیدی یک یا دومرحله ای درآنها به کاررفته شرکت می کنند،ملزم می شوند تا به دستورات پاسخ دهند. معلولین چندگانه می توانند مفاهیم تحصیلی مانند رنگها ،اعداد واشکال را ازطریق فعالیتهای موزیکی یاد بگیرند. ارتباط با یکدیگردرخلال فعالیتهای موزیکی به آنها کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی ازقبیل شناسایی اعضای گروه ،کارگروهی ،همکاری ،منتظرنوبت دیگران شدن،اعتمادبه نفس وتوانایی انجام کاررا یاد بگیرند(کی ،1981).
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و یکم تیر 1389
کاربرد موسیقی دردرمان بیماران جسمی حاد ومزمن
کاربرد موسیقی دردرمان بیماران جسمی حاد ومزمن
به نظرشوانکوفسکی وگوتری (1982)موسیقی درمانی می تواند درزمینه های نیازهای جسمی وروانی این گروه بیماران مفید باشد. موسیقی درمانی می تواند نقش بازی درکمک به کودکان وبزرگسالان بستری دربیمارستانها داشته باشد تا بیماران به روشهای درمانی پزشکی واکنش مساعدتری نشان دهند.
نتایج مطالعات چتا(1981) نشان می دهد که آوازها می تواند برای آشنا کردن کودکان به وسایل وروشهای درمانی مورد استفاده قرارمی گیرد. همچنین آوازها ودیگرفعالیتهای موسیقی درمانی می تواند به طورمؤثری اضطراب قبل ازعمل جراحی کودکان را کاهش دهد. مارلی (1984)دریافت که فعالیتهای موسیقی درمانی مثل سبک سازی به وسیله ی موسیقی ،بازیهای تقلیدی واکتشافی ریتمیک موزیکال وحرکت با موسیقی وآوازهای ساده که با راهنماییهای موزیک تراپیست همراه است می تواند به طوربرجسته ای رفتارتؤام با استرس کودکان ونوپاهای بستری شده را کاهش دهد. به علاوه فعالیتهای موسیقی درمانی موضوع کلامی بیشتری را درکودکان بیمارنسبت به بازی درمانی برمی انگیزد (فرولیچ ،1984). فعالیتهای که موجب می شود تا کودکان بستری اشعاری را درون آوازهای مربوط به مسایل بستری شدن جا دهند می تواند دراین زمینه مفید باشد. به علاوه جلسات موسیقی درمانی می تواند برای کودکان آسیب دیده که ازآسایش اولیه محرومند خیلی سودمند باشد. «به وسیله ی فعالیتهای موزیکی می توان با ایجاد محیطهای جبرانی به وسیله ی صدا ،ریتم وتداعی آوازهای آشنا ،اضطراب را کاهش داد واحساس امنیت وسلامتی را تقویت کرد»(مکدونل،1984،ص.56). موزیک تراپیست می تواند با شرکت دادن والدین واقوام درجلسات موسیقی درمانی کودکان ،فشاروناراحتی اعضای خانواده را نیزکاهش دهد وبه کودک ووالدین او برای رسیدگی ورویارویی با اتفاقات ونتایج آن کمک کند(مکدونل،1984).موسیقی درمانی همچنین می تواند برای بیماران بزرگسالی بستری شده فواید زیادی داشته باشد. مطالعات بسیاری نشان داده که موسیقی می تواند درد بعد ازجراحی ودردهای مزمن را کاهش دهد،تکلم مثبت را تقویت نماید وبیماررا به افزایش فعالیت تحریک نماید (گرندر،لیک لیدرووایز،1960؛ولوسین،1981؛ریدر،1985وولف ،1978).کاهش درد با ارائه موسیقی وقتی پیش می آید که اعتقاد به تأثیرآن به وجود آمده باشد(لاوین،بوکزبام وپونسی،1976؛ملزاک ،وایزواسپراگ ،196 3) ویا زمانی که موسیقی با تکنیکهای تصوری مورد استفاده قرارگیرد (بونی ،1978؛ریدر،1985). به علاوه مشاهده شده برنامه های مخصوص نوارموسیقی آستانه ی تحمل درد بیماران بزرگسال همودیالیز را کاهش دهد(شوستر،1985). بیماران مزمن بزرگسال که مایلند درساختن آهنگ نقش فعالتری داشته باشند،می توانند اضطراب خود را درضمن فعالیتهای موسیقی مانند بدهه نوازیهای گروهی ،تک نوازی ،آوازهای درخواستی وبحث وگفتگودرمورد اشعارآوازها کاهش دهند(لوین -گروس وشوارتز،1985).
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و یکم تیر 1389
کاربرد موسیقی دردرمان معلولیتهای ارتوپدی
کاربرد موسیقی دردرمان معلولیتهای ارتوپدی
بنابرنظررودنبرگ (1982) ازموسیقی می توان درچند منظوردرمانی برای معلولین ارتوپدی استفاده کرد:(1)کاهش حواس پرتی ،(2)رهایی ازتنشها وحساسیتهای شدید ،(3)کاستن تنشها وحساسیتها ،(4)تحریک معلول برای برقراری ارتباط با دیگران ،(5)تقویت تمرینهای عضلانی ،(6)کنترل وضعیت و(7)افزایش احساس ارزش شخصی. ازانواع فعالیتهای مختلف موزیکی می توان دروصول به اهداف درمانی معلولین ارتوپدی استفاده کرد.
ازآنجایی که اکثرمشکلات آشکارمعلولین ارتوپدی شامل نوعی اختلال درحرکت است،فعالیتهای مختلف موسیقی درمانی که برای این گروه به کارمی رود درجهت بهبود وضعیت مفاصل وماهیچه ها وافزایش هماهنگی حرکات آنها است. مثلا ً نواختن سازهای انتخاب شده با شیوه های مخصوص می تواند تحرک واستقامت را افزایش دهد ویا هماهنگی قسمتها یی ازبدن را بهبود بخشد (دنن هولز،1959؛میلر،1979). راجرز(1968)درمورد برنامه ی موسیقی درمانی که برای کودکان معلول دربیمارستان ایالتی ترتیب داده سخن می گوید. اوازنواختن چند سازدردرمان کودکان معلول استفاده می کرده است. مثلا ً ازنواختن پیانوبرای حرکت وخم کردن وکشش انگشتها وازریتم سازها برای افزایش دامنه ی حرکات ومنبعی برای الگوهای حرکتی ،ازنواختن سازدهنی برای کنترل بهتردستها وهماهنگی آن با دهان وتقویت ظرفیتهای حیاتی استفاده می کرده است. همچنین ازنواختن سازهای تفریحی سرگرم کننده مثل آکولتزها ،گیتارها ،ماندولینها وچنگهای اتوماتیک برای افزایش خم کردن وکشش انگشتها ومچ وازسازهای ارکستری مانند ویولون،کرونت وترومبون برای افزایش دامنه ی حرکات ،هماهنگی انگشتان ودستها وازسازهای بادی برای افزایش ظرفیتهای حیاتی استفاده می کرد. جوزف (1964)همچنین دریافت که با انطباق مخصوصی می توان ازپیانوو ویولن برای تقویت عضلات وهماهنگی اندامهای مصنوعی معلولین استفاده کرد. یکی دیگرازمنافع یادگیری نواختن سازبرای احساس ارزش شخصی را افزایش می دهد واگربه صورت گروهی بنوازند،رشد اجتماعیشان تقویت خواهد شد.
ادامه مطلب
شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389
کنسرتوهای چهارفصل(آنتونیو ویوالدی)
|
کنسرتوهای چهارفصل
|
|
کنسرتوهای چهارفصل................................. مدت: تقریباً 36 دقیقه چهارکنسرتوی چهارفصل، بیتردید از مشهورترین قطعات موسیقی تاریخ هستند. ویوالدی در سال 1725 در آمستردام، دوازده کنسرتوی ویولون منتشر کردو نام این مجموعه را «جدال هماهنگی و خلاقیت» گذاشت که به «همزیستی میانشکلگرایی و تخیل» تعبیر شده است. چهارکنسرتوی اول، «چهارفصل» نامگرفتند و هر کنسرتو، از سه موومان تشکیل شده ، موومان اول و سوم تند، وموومان دوم آرامتر است. این چهار کنسرتو، بر خلاف بسیاری از کنسرتوهایویوالدی، برنامهی مشخصی را دنبال میکنند، چرا که هر کنسرتو مضمون فصلخاصی را دارد.
ترانه و اپرا،موسیقی را به کلمات پیوند میدهند، اما موسیقیِ سازی، نهایتاًمیتواند حال و هوایی انتزاعی را منتقل کند. اما ویوالدی در چهارفصلپلی قطعی بر این شکاف میسازد. هر یک از این چهار کنسرتو، غزلی درمقدمه دارد (که گمان میرود خود ویوالدی آنها را نوشته باشد) کهسرشار از کنایههایی است که صدا میتواند توصیف کند. کنسرتوی اول، باگلههای پرندگان، نفس نسیم ملایم، زمزمهی جویبار، گیاهانی که در بادتکان میخورند، بزچرانی که به خواب رفته و شبانهایی که با موسیقینیانبان میرقصند، به استقبال بهار میرود. «تابستان» با حرارت زیاد،وزوز حشرات، پا کوبیدن همراه است، پاییز جشن درو و شکار است، و زمستانهمراه است با دندان بر هم خوردن، پای برزمین کوبیدن، سُر خوردن برروی یخ و نشستن در کنار آتشخانه، و در پایان، زوزهی توفان زمستانی. این مضامین شعری، به خوبی در موسیقی تصویر شده است، اما علاوه بر آنها،ویوالدی «پارس سگ»، «اشکهای پسرک دهقان»، و «مست» را هم اضافه میکندتا کنایههای مشخصتری ارائه دهد. موسیقی او برخی از این کنایات راعیناً منعکس میکند (مانند صدای پرندگان و چکچک قطرات باران)، و برخیدیگر را به تمثیل (ناهمخوانی موسیقیایی برای نشان دادن لرزش زمستانی وریتمهای تند برای نشان دادن گردباد) نشان میدهد. قرنها بعد،شنیدن این ترکیب موسیقیایی هنوز لذتبخش است. هرچند ویوالدی چهارفصل رابرای تمرین دخترهای هنرجویش تصنیف کرده بود، اما مشخصاً قلب و روحش رادر این کار به ودیعه گذاشت. این کنسرتوها تا مدتها پس از مرگ ویوالدیباقی ماند. امروزه، این کنسرتوها از بیشترین آثار موسیقی اجرا وضبطشدهی تاریخ است. کنسرتوی اول: بهار....................................... مدت 7:30 (آلگرو ـ لارگو ـ آلگرو) در لارگوی «بهار»، متن میگوید چگونه «بزچران با سگوفادارش در کنارش میخوابد». موسیقی ملایم و مستکننده را تنها «پارس» یک ویولای سولو قطع میکند. غزل کنسرتوی اول آلگرو وقت بهار است، پرندگان با ترانههای شادمانهشان آمدنش را جشن میگیرند، و جویبارهای پرزمزمه را نسیم تندرها، طلایهداران بهار، میغرند و ردای سیاهشان را بر آسمان میگسترند، آنگاه به سکوت میمیرند و پرندگان بار دیگر ترانههای افسونگرشان را از لارگو بر فراز مرغزار پرگل، شاخههای پربرگ به هم میخورند، بزچران میخوابد، با سگ وفادارش در کنار. آلگرو پریان و چوپانها، به نوای نیانبانهای روستایی میرقصند، در زیر سایبان تابناک بهار. |
ادامه مطلب

